دست خط
اليس الله بكاف عبده...؟

دلخسته ام از این اتاق چند در چند

یک آسمان چند است آقا ؟ بال و پر چند ؟

آقا اجازه ، عید یعنی چه ؟ چه روزی ؟

من از پدر پرسیده ام دیروز ، هرچند ـ

او هم نمی داند حساب روز و شب را

می پرسد از من خواب راحت تا سحر چند؟

تا اینکه سهم هر کسی یک لقمه باشد

اکرم بگو دست پدر تقسیم بر چند ؟

می پرسد از من حاصل عمر خودش را

می گویمش اندوه ما را ضرب در چند ... .

 

 از : غلامعلی شکوهیان

التماس دعا...!

[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٧ ] [ ٥:۱٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی ] [ نظرات () ]

سلام

داشتم برای کاری در اینترنت پیرامون نوروز سرچ می کردم، که به حدیث جالبی برخوردم از امام صادق. چون زیاد بود، گذاشتم توی ادامه ی مطلب...

پیشنهاد می کنم از دست ندید، خیلی حدیث جالبیه...

التماس دعا...! عیدتون هم مبارک!قلب


ادامه مطلب
[ ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ ] [ ۸:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی ] [ نظرات () ]

سلام

شرمنده، به علت مشغله یک 2 ماهی غیبت داشتم، ممنون از کسایی که به یاد ما بودن...

اما این پست... این پست یه اتفاقیه که همین هفته ی پیش، برای خود من اتفاق افتاد و من اتفاق رو عینا نقل می کنم. لازم نیست برداشت خاصی بکنید، مهم این بود که من درس گرفتم...

هفته ی پیش بود، یه شب داشتم پای کامپیوتر کار می کردم، که نا خودآگاه وارد سایت هایی شدم که من رو به گناه کشوند...

خواهرم از دانشگاه اومد، یکی از دوستاش برام پوستر های شهید همت رو خریده بود... کلی از خودم خجالت کشدم ولی بروی خودم نیاوردم. به مامانم گفتم اون بزرگش رو بزن به کمدم...

یه 1 ساعتی گذشته بود از اون موقع که مامانم پوستر رو زد، من رفتم تو اتاق پای لپ تاپ که باز دوباره نفس کار خودشو کرد...

خودم کاملا احساس می کردم که فضای اتاق، فضای گناه آلود و خرابیه... دیری نگذشت که پاشدم رفتم شام بخورم...

تا پامو از در گذاشتم بیرون... یه صدایی اومد از تو اتاق، انگار یه چیزی افتاد...

برگشتم تو اتاق، چراغ رو روشن کردم...

عکس شهید همت از کمدم پایین افتاده بود...

[ ۱۳۸٩/۱٢/۱٥ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

عبد من عبید آل محمد...
نويسندگان
موضوعات وب
 
امکانات وب