دست خط
اليس الله بكاف عبده...؟

آسمون دلم تیره و تاره   

نیمه شب وقت خواب بیماره

حال و روز حسین و حسن داره 

ساقی تشنه سر به دیواره

مادر سادات پریشونه

عمه ی سادات دلش خونه

با دل خسته عزم سفر کرده

مردی که رنگ صورتش زرده

روزگار خوشی بر نمی گرده

قصه ی چشماش قصه ی درده

چشماشو وقتی که می بنده

نقش رو لب هاش یه لبخنده

مادر سادات پریشونه

عمه ی سادات دلش خونه

پهلوون زمونه زمین گیره

مرحم زخمش، کاسه ای شیره

زخمی غصه از زندگی سیره

زخم رو قلبش، زخم شمشیره

چهره ی کوفه چه بی رنگه

برای مولا دلش تنگه

مادر سادات پریشونه

عمه ی سادات دلش خونه

آسمون دلم تیره و تاره

نیمه شب وقت خواب بیماره

حال و روز حسین و حسن داره

ساقی تشنه سر به دیواره

مادر سادات پریشونه

عمه ی سادات دلش خونه

دیگه امشب دیگه وقت دیداره

روی لب ذکر فاطمه داره

یاد خون روی درب و دیواره

لحظه ی آخر یاد مسماره

پوشیده رخت سیاه زهرا

آقام می خونه بیا زهرا

آسمون دلم تیره و تاره

نیمه شب وقت خواب بیماره

حال و روز حسین و حسن داره

ساقی تشنه سر به دیواره

مادر سادات پریشونه

عمه ی سادات دلش خونه

اسد الله...علی علی... ولی الله...علی علی

___________________________________ 

 از همه ی دوستان، التماس دعا دارم...

 

[ ۱۳۸۸/٦/۱٩ ] [ ۸:٤٥ ‎ب.ظ ] [ مهدی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

عبد من عبید آل محمد...
نويسندگان
موضوعات وب
 
امکانات وب