دست خط
اليس الله بكاف عبده...؟

مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک    چندروزی قفسی ساخته اند از بدنم...

ز سوی او آمده ام، به سوی او باز می گردم...

آرزویم این است... که به یک شب همه چیز، پاک شود... از ذهن من...

آرزویم این است... که به یک شب بروم... تا بر یکتای خودم... غم زدل باز کنم...

هیچ ندانم چه کنم... وفقط می دانم: جای ما اینجا نیست...

[ ۱۳۸۸/۸/٥ ] [ ٦:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

عبد من عبید آل محمد...
نويسندگان
موضوعات وب
 
امکانات وب