دست خط
اليس الله بكاف عبده...؟

و در این کتاب (آسمانى)، مریم را یاد کن، آن هنگام که از خانواده‏اش جدا شد، و در ناحیه شرقى (بیت المقدس) قرار گرفت...

و میان خود و آنان حجابى افکند (تا خلوتگاهش از هر نظر براى عبادت آماده باشد). در این هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستادیم و او در شکل انسانى بى‏عیب و نقص، بر مریم ظاهر شد!

او (سخت ترسید و) گفت: «من از شرّ تو، به خداى رحمان پناه مى‏برم اگر پرهیزگارى!...

گفت: «من فرستاده پروردگار توام (آمده‏ام) تا پسر پاکیزه‏اى به تو ببخشم!»

گفت: «چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد؟! در حالى که تا کنون انسانى با من تماس نداشته، و زن آلوده‏اى هم نبوده‏ام!»

گفت: «مطلب همین است! پروردگارت فرموده: این کار بر من آسان است! (ما او را مى‏آفرینیم، تا قدرت خویش را آشکار سازیم) و او را براى مردم نشانه‏اى قرار دهیم و رحمتى باشد از سوى ما! و این امرى است پایان یافته (و جاى گفتگو ندارد)!»

سرانجام (مریم) به او باردار شد و او را به نقطه دور دستى برد (و خلوت گزید)

درد زایمان او را به کنار تنه درخت خرمایى کشاند (آن قدر ناراحت شد که) گفت: «اى کاش پیش از این مرده بودم، و بکلّى فراموش مى‏شدم!»

ناگهان از طرف پایین پایش او را صدا زد که: «غمگین مباش! پروردگارت زیر پاى تو چشمه آبى (گوارا) قرار داده است!

و این تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازه‏اى بر تو فرو مى‏ریزد!                        

 )از این غذاى لذیذ) بخور و (از آن آب گوارا) بنوش و چشمت را (به این مولود جدید) روشن دار! و هر گاه کسى از انسانها را دیدى، (با اشاره) بگو: من براى خداوند رحمان روزه‏اى نذر کرده‏ام بنا بر این امروز با هیچ انسانى هیچ سخن نمى‏گویم! (و بدان که این نوزاد، خودش از تو دفاع خواهد کرد!)»

(مریم) در حالى که او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد گفتند: «اى مریم! کار بسیار عجیب و بدى انجام دادى!

اى خواهر هارون! نه پدرت مرد بدى بود، و نه مادرت زن بد کاره‏اى!!»

(مریم) به او اشاره کرد گفتند: «چگونه با کودکى که در گاهواره است سخن بگوییم؟!»

(ناگهان عیسى زبان به سخن گشود و) گفت: «من بنده خدایم او کتاب (آسمانى) به من داده و مرا پیامبر قرار داده است!

و مرا- هر جا که باشم- وجودى پربرکت قرار داده و تا زمانى که زنده‏ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است!

و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده و جبّار و شقى قرار نداده است!

و سلام (خدا) بر من، در آن روز که متولّد شدم، و در آن روز که مى‏میرم، و آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد!»

این است عیسى پسر مریم گفتار حقّى که در آن تردید مى‏کنند!

هرگز براى خدا شایسته نبود که فرزندى اختیار کند! منزّه است او! هر گاه چیزى را فرمان دهد، مى‏گوید: «موجود باش!» همان دم موجود مى‏شود!

و خداوند، پروردگار من و شماست! او را پرستش کنید این است راه راست...

آیات 16 تا سوره ی 36 سوره ی حضرت مریم، ترجمه آقای مکارم...

[ ۱۳۸٩/۱٠/۱٦ ] [ ٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

عبد من عبید آل محمد...
نويسندگان
موضوعات وب
 
امکانات وب