دست خط
اليس الله بكاف عبده...؟

خدا جون، چی بگم... خیلی شرمندتم، واقعا شرمندتم.

هرچی گناه می کنم، تو بروی خودت نمیاری، هرچی کار زشت می کنم، تو بروی خودت نمیاری، هرچی باهات بدرفتاری می کنم، تو بروی خودت نمیاری، تازه هروقت ازت کمک می خوام، کمکم می کنی...

خدایا... چرا من درست نمی شم؟؟؟ چرا یکی نیست منو هدایت کنه؟؟؟ به خدا خیلی دوست دارم گناه نکنم، دروغ نکم، ولی این شیطان...

خدایا چرا منو از بنده های صالحت نمی کنی؟ خدا می دونم تو همه ی بندهاتو دوس داری ولی چرا باید یه سریا انقدر خوب باشن، یه سریا مثه من که داره تو آتیش گناه می سوزه؟؟؟

خدایا... منم آدمم، آرزوم رضای توست، این بنده ی حقیرو از فضل و بخششت بی امان نذار... خداجون... ازت کمک می خوام...

خدایا... هرجور صلاحه... فقط می تونم یه چیزی بگم؟؟؟

خداجون، دوستت دارم!!!قلب

 

[ ۱۳۸۸/٤/۱۱ ] [ ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ ] [ مهدی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

عبد من عبید آل محمد...
نويسندگان
موضوعات وب
 
امکانات وب