آخرین وصیت امام صادق علیه السلام...

عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِیثَمِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ حَمِیدَةَ أُعَزِّیهَا بِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع فَبَکَتْ وَ بَکَیْتُ لِبُکَائِهَا ثُمَّ قَالَتْ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَوْ رَأَیْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عِنْدَ الْمَوْتِ لَرَأَیْتَ عَجَباً فَتَحَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ قَالَ اجْمَعُوا إِلَیَّ کُلَّ مَنْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ قَرَابَةٌ قَالَتْ فَلَمْ نَتْرُکْ أَحَداً إِلَّا جَمَعْنَاهُ قَالَتْ فَنَظَرَ إِلَیْهِمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاة...

 ابو بصیر گوید خدمت ام حمیده رفتم که او را در مرگ امام صادق تسلیت دهم گریست و از گریه‏اش گریستم و پس از آن فرمود اى ابا محمد اگر امام صادق را وقت مرگ مى‏دیدى شگفتى دیده بودى، دو دیده‏اش را گشود و فرمود همه خویشانم را گردم جمع کنید و کسى نماند که او را جمع نکردیم گفت بآنها نگاهى کرد و فرمود براستى شفاعت ما نرسد بکسى که نماز را سبک شمارد....

امالی الصدوق، 484

شهادت حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) تسلیت باد...

/ 21 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الف-ح

سلام دوست گرامی ازاینکه به وبلاگم چراغ دوستی روشن میکنی خوشحالم

الهه

ایام شهادت سرور و سالار شهیدان ، امام عاشقی ، امام حسین علیه السلام بر شیفتگان اهل بیت رسالت تسلیت باد.. سلام به روزم یاعلی[گل]

غریب آشنا

سلام کی تحمل داره قصه پردرد یه دختربچه سه ساله رو بشنوه!!![سوال] [گل]

مریم

يا رب الحسين بحق الحسين اشفع صدر الحسين بظهور الحجة.الهی آمین.. وتو خواهی آمد منتظر خواهم ماند، که بیایی آن روز سر راه تو نهم سبدی از نرگس بغلی قاصدک ومشتی نور تا رساند به برت وتو خواهی آمد.. التماس دعا به امید صبح ظهور

حسین

http://behradgroups.tebyan.net سلام دوست عزیز شما رو به اغاز به کار وبم دعوت میکنم ممنون میشم بیاین اگه میشه لینکم کنید و بگید با چه اسمس لینکتون کنم

محبت

رنج در دنیا مفتاح گنج است اگر کسی بینگارد که بی درد و رنج و بلا پای در جنت رضوان خواهد نهاد سخت در اشتباه است... شهید سید مرتضی آوینی یاعلی

محبت

سلام ای شما!ای تمام نام های هر کجا! زیر سایبان دست های خویش جای کوچکی به این غریب بی پناه میدهید؟ این دل نجیب را ، این لجوج دیر باور عجیب را در میان خویش راه میدهید؟!!! یا علی

vael

غیاث المستغیثینم!این پاهایی که حالا من باهاشان از تو فرار می‌کنم را روزی می‌گذارند کنار هم و شست‌شان را به هم می‌بندند که تکان نخورند با این اوصاف باز هم گناه کن.چه فرقی دارد٬اسمش "غیبت" است اما.... رفقا، توی جمع، صدایش می‌کنند: "دردِ دل

غریب آشنا

سلام[لبخند] با عنوان فریاد عدالت انسانی بروزم [گل][گل][گل][گل][گل]

محمد

اين روزها چشم رسول خدا به فرزندان عزيزش بود. نگاهي به درب منزل دخترش داشت. حسين را روي سينه مي گذاشت و گلويش را مي بوسيد! از فردا ديگه خيال همه راحت هستش كه ديگه رسول خدا از دنيا رفت. دور هم جمع شدند و گفتند: حمله! آپم! سلام دوست عزيز! هميشه موفق باشي [گل]